حسن سيد اشرفى
600
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
عطف به « لم يكن » بوده يعنى « لم يكن مبيّنا » ، و جار و مجرور « فى الاستدلال » متعلّق به « بيّنا و مبيّنا » بوده و اسم « لم يكن » كلمهء « مغايرته » مىباشد . مغايرته : كلمه « مغايرته » اسم مؤخّر براى « لم يكن » و ضمير در آن به طلب انشايى برمىگردد . شرح ( پرسش و پاسخ ) 538 - اينكه گفته شد معناى امر عبارت از طلب بوده آيا مقصود طلب حقيقى و يا طلب انشائى است ؟ « 1 » ( الجهة الرّابعة . . . طلبا انشائيّا ) ج : مىفرمايد : مقصود از طلب كه معناى امر مىباشد عبارت از طلب انشائى بوده كه به حمل شايع صناعى ، اطلاق طلب به صورت مطلق برآن نمىشود بلكه با قيد انشائى اطلاق طلب برآن مىشود و طلب حقيقى كه به حمل شايع صناعى اطلاق طلب به صورت مطلق برآن مىشود نمىباشد . « 2 »
--> ( 1 ) - يعنى بعد از آنكه مصنف فرمود : معناى امر عبارت از طلب است در جهت چهارم ، بحث مىكند كه مقصود از طلبى كه معناى امر بوده آيا مطلق طلب ، اعمّ از حقيقى و انشائى يا طلب حقيقى و يا طلب انشايى است . اگر براى طلب حقيقى باشد آنوقت استعمال امر در اوامر امتحانيّه كه براى طلب حقيقى نبوده استعمالش مجازى خواهد ولى اگر براى طلب انشائى باشد در اوامر امتحانيّه نيز به نحو حقيقت مىباشد . ( 2 ) - طلب حقيقى : عبارت از آن خواسته ، رغبت و شوق مؤكّدى است كه در نفس انسانى وجود پيدا مىكند و قائم با نفس است . چنين طلبى داراى وجود خارجى و عينى در نفس مىباشد . طلب انشائى : عبارت از خواستهاى است كه با لفظ انشاء شده و وجود پيدا مىكند . مثلا با لفظ طلب يا امر گفته مىشود : « طلبت الماء » يا « امرتك بكذا » و يا با صيغه امر انشاء مىشود و گفته مىشود : جئنى بالماء » . در اينجا طلب ، وجود خارجى ندارد بلكه انتزاعى است . مثل زوجيّت كه عقلاء از لفظ « طلبت » ، « امرت » و يا از صيغه « جئنى » طلب را انتزاع مىكنند . بنابراين ، وجود طلب در طلب انشائى صرفا وجود -